قالب وردپرس درنا توس
خانه / فیلم و سینما / ما به خندیدن بیشتر از آلبالو نیازمندیم!

ما به خندیدن بیشتر از آلبالو نیازمندیم!

آلبالو

پارس مدیا نیوز- ۵۰ کیلو آلبالو فیلمی به کارگردانی مانی حقیقی، نویسندگی فرهاد توحیدی و مانی حقیقی و تهیه‌کنندگی مصطفی شایسته و محمد شایسته ساخت سال ۱۳۹۴ است.

داستان از مجلس عروسی مرجان آغاز می‌شود. در میانه‌های عروسی مأموران برای دستگیری داماد خلافکار وارد می‌شوند و میهمانان هم فرار می‌کنند. در این میان ریختن آب آلبالو روی پیراهن داوود باعث آشنایی ناگهانی او و آیدا می‌شود و اتفاقات ناخواسته‌ای برای آنها می‌افتد.

این فیلم که ششمین ساخته مانی حقیقی به شمار میرود، یک کمدی رمانتیک است که در نوروز امسال روی پرده سینماهای ایران به نمایش درآمد. این فیلم در مدت زمان نمایش خود در ایران بیش از ۸ میلیارد تومان فروش داشته است.

طبیعی است که شهرت برخی فیلمها در ایران اغلب باعث کنجکاوی ساکنین ایرانی خارج از مرزها برای تماشای آن فیلم میشود. و البته میزان فروش فیلمهای سینمایی ساخت ایران بر روی فروش آنها در شبکه خانگی و میزان بازدید آنها در خارج از مرزهای ایران نیز موثر است. در ادامه نقدی بر فیلم ۵۰ کیلو آلبالو نوشته محمد آزاد جلالی زاده دانشجوی دکترای روانشناسی را خواهید خواند.

مانی حقیقی با برگزیدن چند متن پسامدرنی خوب و ترجمه ی آنها تحت عنوان “سرگشتگی نشانه ها” سرسپردگی خویش را به مکتب پست مدرنیته نشان داده و در یکی از گفتگوهای اخیرش به جد یا مزاح گفته است، “عمداً تمام تلاشش را کرده ام تا فیلم ۵۰ کیلو آلبالو سطحی از کار دربیاید” و انصافاً در این امر موفق بوده است که ۵۰ کیلو سکانس بی در و پیکر و باری به هر جهت را که نه با عرف  و نه با فضای زیستی ما در ایران می خواند به تماشاگر بخوراند.

در این میان حتی اگر قصد وی ساختار شکنی بوده باشد، ساختار شکنی لوسی از آب درآمده است. اما بحثی که به شدت مرا به لحاظ دهنی و فکری آزار میدهد، این است که چرا اساساً نظریه ها در آن سوی آبها به معنی دقیق کلمه “نظریه” اند اما وقتی وارد کشور ما می شوند تبدیل به “شو نظریه” می شوند.

ما نه تنها با پست مدرنیسم که خود قابلیت باری به هر جهت بودن را در ذاتش دارد، چنین کرده ایم، بلکه هگلیسم و مارکسیسم و لیبرالیسم و اومانیسم و رادیکالیسم و مدرنیسم و … را وقتی خواستیم در داخل با ترجمه و نوشتن و سینما و تئاتر و … به دیگران معرفی کنیم ؛ چنان پدیده ای از آنها ساختیم که بیشتر به درد سیرک ها می خورد.

ملت ما بنا به هزار دلیل و فشار عصبی و روانی، نیاز به خندیدن دارد و نیازمند رهایی از تنش های زندگی خود است، اما خنداندن با لودگی و خوراندن لودگی به نام پست مدرنیته و پست مدرنیسم و به بهانه ی سرگشتگی نشانه ها، آسیبش از فوائدش افزون تر است.

حرکات نامناسب و سخیف امید روحانی و پژمان جمشیدی بماند، داستان زن این شدن و طلاق و زن آن شدن و دوباره زن این شدن، بیشتر پست چرندیاتی است تا پست مدرنی. در جامعه ای که در گذار از سنت به مدرنیته چنان دچار حیرت است که به دنبال پوشاندن آشپزخانه های اوپن منزل (به نماد مدرنیته) توسط پرده (به نماد سنت) است، و روزانه شاهد موردها قتل ناموسی (در معنای غیرتِ رجوع به گذشته ی عشیره ای) است، گفتن چنین روایت های دست چندم  از پست مدرنیسم دردی را دوا نمی کند.

آری ما به خندیدن اساساً محتاجیم، اما مانی حقیقی، من با دیدن پول پخش کردنت در فیلم پذیرایی ساده و به این نوع نشان دادن روابط در ۵۰ کیلو آلبالویت نه تنها خنده به لبانم نیامد، بلکه بغضم شد از این همه ساده نگری قضایا و این همه توهین به ایران و ایرانی!

مطلب پیشنهادی

“بامب‌شل” روی پرده سینماهای مالزی

پارس مدیا نیوز- بامب‌شل Bombshell یک فیلم آمریکایی در ژانر درام به کارگردانی جی روچ …